نوروز86
---------------------------
نوروز ۸۶ بر همگان مبارک
---------
و تو !
اگر در تپش باغ خدا را ديدی ...
همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است ...
- - - - - - - -
و چگونه می توان به من آموخت که روی تاول مسموم
سر سبزی بهار و پونه و جاليز را برويانم ؟ ...
و در طلسم صحنه ی امروز
در شتاب مبهم و غمگين لحظه ها
به آفتاب بينديشم ؟
به مضمون مهمل آفتاب...
چگونه می توان به من آموخت که
خوشبختی را در ساقه های طلا رنگ و خالی گندم...
بگنجانم ؟
و برای نوازش اعصابم ...
سيگاری از تعفن پهن و دود کنم ؟ ...
زنی درون معبد تاريک
شاهد طغيان آينه هاست ...
.......
من از شکستن سلول هايم می ترسم !!
----------
|+| نوشت فقط به خاطر تو : سپیده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 14:9 |





