تبليغاتX
..::من مست می عشقم::... خوش اومدين ::..::من مست می عشقم ::...:: >> خدا جون دوستت دارم<< ..::من مست می عشقم::... خوش اومدين ::..::من مست می عشقم::...::
من مست می عشقم

اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

 ....!!!

-------------------------------

ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین بر همه ی شما دوستان مسلمانم تسلیت باد

التماس دعا دارم ازتون

 

۳۰ دی ۱۳۸۵ روز شنبه

-----------------------

---------------

-------

دوستان سلام

امیدوارم ایام به کامتون باشه

اومدم واسه خداحافظی، امیدوارم تا حالا از خوندن مطالب وبلاگم لذت برده باشین

و اگر در این مدت با مطالب وبلاگم اسباب ناراحتیتون بودم به بزرگواری خودتون می بخشید

-------

از همه ی شما دوستان گلم (بهنام خان(شکست خورده)،خراب معرفت، بازگشت دوباره(مصطفی) ،میمیرم برات

غم یار،  خلوتگه عشق (ابی جان) ،آقای هاشمی فرزانه ،بهار جان ، مهاجر تنها،آقا سعید

غم خانه (داداش وحید)،آبجی ویکی 

و.....

{و خیلی از دوستان دیگه که الان حضور ذهن ندارم تا ازشون اسم ببرم}

که هیچ وقت منو تنها نذاشتن نهایت تشکر رو دارم

امیدوارم به همه ی آرزوهاتون برسین....

-------

 

 

--------------

(البته گفته باشم ، خدا رو چی دیدین شاید باز برگشتم  )

------

*و اما پاورقی:

زندگی شهد گلی است ، زنبور زمان می مکدش ،

آنچه می ماند عسل خاطره هاست.

-------

 

 

 

|+| نوشت فقط به خاطر تو : سپیده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 12:10 |
 درد و دل...!

--------------

سلام.

باز درد دل..!

این روزها هوا همش ابریه ،به خاطر همین هم هست که آدم دلش می گیره!

دیگه حتی چت و اینترنت هم نمیتونه آدمو سر گرم کنه!

همش میخوام وبلاگو تعطیل کنم ولی می بینم همین یه جا هستش که میتونم حرفهامو بنویسم.

دوس دارم از این عالم بچگی و پوچی بیام بیرون و برم تا آینده مو بسازم

برم پی آینده ی خودم ،دیگه با هیچ احد الناسی کاری نداشته باشم

خودم باشم و خودم!!!

میگن تنهایی لذتی داره ،خیلی امتحانش کردم ولی خیلی سخت گذشته!

میدونین چیه؟! حس میکنم توی خلا هستم و فعلا" هیچی واسم مهم نیست

همش با خودم میگم: هر چه آید ، خوش آید!

ولی بعد که با خودم فکر میکنم ،میگم آخه به چه قیمتی؟

چرا لحظه هام باید پوچ باشه؟

خودم هم میدونم که دارم بهترین دوران عمر یک انسان رو سپری میکنم،

یعنی سن 20 سالگی!
ولی کو اون کارهای مفید؟

همش لحظه شماری میکنم تا روزهام به شب برسه و عمرم سپری بشه!

شب که میشه تا میخوام دفتر خاطراتمو باز کنم و خاطره ی اون روزمو بنویسم

هیچی به قلم نمیاد، همون لحظات و همون خاطره ی تکراری!

چند صفحه که برمیگردم عقب ،باز همون حرفهای تکراری !

اگه بخوام هر چی توی دلم هست رو اینجا بگنجونم فکر نکنم کافی باشه و باید 7--8

وبلاگ دیگه با 100پست ایجاد کنم ....

پس همین قدر بگم که :

التماس دعا

-------------

------------

 *پاورقی:

همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه،همیشه واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی واست اشک میریزه،برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه

عاشق کسی باش که میدونی دوستت داره!

----------

|+| نوشت فقط به خاطر تو : سپیده در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 16:32 |