مهربان تر از تو سراغ نداشتم هنگامي كه آنطور عاشقانه ساعت ها با من سخن مي گفتي و از بار دلم مي كاستي ...
و بي رحم تر از تو نمي شناسم وقتي آنطور حرمت گل سرخ را مي شكني ...
به خدا سوگند اگر مي دانستم سرنوشت اين گل سرخ سرنوشت دلم است ، هيچ گاه به ارمغانش نمي آوردم.
مگر تاكنون كم تير به قلبم زده بودي كه اين بار نيزه ات را بسوي گل نشانه رفتي ؟
شايد برايت تلخ بود شنيدن كلمه اي از سخنان هر روزه ات به من ، كه اين طور بي رحم شدي ؟
و شايد هم ديگر ، آنقدر كوچك شده ام كه نمي تواني در دلت بيابيم ؟!
خاطرم هست كه بارها و بارها شكستي ! قلبم را ، غرورم را ، حرمتم را ...
اما هيچ زمان هيچ نگفتم ، به اميد روزي كه خود در اين شرايط باشم و تو هيچ نگويي ، ولي ...
دنيا به كام توست ! كه جدايي دلت از دلم ، چون جدايي گلبرگي از قامت چون گلت بود ...
حق با توست ! كه نبودم آن عروسك روياهايت ، كه هر زمان بازيت پايان يافت در كنج گنجه بخوابد و لب به سخن برنيارد ...
و افسوس كه جدايي دلم از دلت ، چون جدايي ريشه از قامت درختي خشكيده بود.
خدايا مي دانم كه قهري با من ، ولي دعايم را استجابت كن كه ديگر مثل خودت تنهايم ...
گلم را كه از هر گلي زيبا تر است ، تا دنيا به قدرتت دنياست ، تازه و گل باقي دار و عمرم را به عمرش ببخش تا عمر گلش نباشد.
و خاطرم هست كه ...
وعده دعوت به درگاهت را به من داده بودي ! ولي خاطرم نيست كي وعده اجابت ، با دلي شكسته و صورتي خيس را به تو دادم ....؟؟؟!!!

و در آخر تولد یکی از دوستانمون رو تبریک میگم
۱۲ خــــــــــــــــــــــــــــــــــرداد
امیدوارم در تمام مراحل زندگیشون موفق باشند!

یا حق
|
+| نوشت فقط به خاطر تو : سپیده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 ساعت 11:57
|